نه گناهتو قبول کردی .

نه معذرت خواهی بلد بودی .

پی نوشت: میدونم .می دونم .تقصیر از تونبود.

توی فالت رفتن اومد.

پی نوشت: دیگ یوخ استمبلرم  .

->  93/06/11 0   | از : منه ایکس شخصیتی|   


من از نهایت شب حرف می زنم 

من از نهایت تاریکی 

واز نهایت شب حرف می زنم 

اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان چراغ بیاور 

و ... یک دریچه که از آن،

به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم.

"فروغ فرخ زاد "

->  93/06/10 23   | از : منه ایکس شخصیتی|   

نادیه الان پیش من خابیده.چندسانتیمتری م 

دستش چن دیقه پی ش تو دستم بود.

هنوز گرمیشو حس میکنم .

نمیدونین چقد معصوم خابیده .

کاش میشد عکس بگیرم ازش اینجوری.

اما این فلاش دوربین بیدارش میکنه .

ساعت 5ه. فردا صب میرن [خع لی نارحت]

کاش،بازم میموند  .کاش.... [بغض]

->  93/06/09 5   | از : منه ایکس شخصیتی|   

راهتو سد، نمی کنم

بهت نمی گم که نرو

لعنتی فقط، واستا یکم غریبه شو انقده "آشنا"نرو...

پی نوشت:چون تو به باغ بگذری گل"نرسد" به بوی تو

                                          لیک رسد به قامتت سرو اگر روان بود 

->  93/06/08 0   | از : منه ایکس شخصیتی|   

هر روز  ساعتی قدم بر چشمانم میگذاری وبا جاری کردن

سیل و توفان، خدا را حافظم می خوانی.

این گونه تکیه گاه زنی .مَرد ؟

پی نوشت :چین وخط زیر چشمانم و سیاهی وگودی اش رد قدم هایت است.

پی نوشت:انگار ی از چش مم وحشت کردین انقد میپرسین.بله چشای خودمه . (:

سنجاق شد:نظرتو ن راجب قالب قبلی وحالایی؟

کاش رنگ لینکاش آبی نبود . نمیشه عوض کنم هع ی .

->  93/06/08 0   | از : منه ایکس شخصیتی|   

یادش بخیر.

بچه تر که بودم روزشماری میکردم.تا برسدبه هفت شهریور.وقتی نزدیک میشدهی یادآوری میکردم ک یوقت یادشون نرود.وقتی مامان داشت ظرف میشست پای ظرفشور،گوشه پیرهنشومیکشیدم میگفتم مامان چنروزدیگ تولدمه.کیک سفارش میدی؟مامانمم میپیچوند.میگف حالا تا اونموقه .ناگفته نماندتنهاکسی ک تبریک می گفت مادرم بود.راستی مامان هی چ وقت فهمیدی آرزوم این بودبرام کلاه بوقی بگیری خودت سرم کنی؟آرزوم این بود دوستام بیان برام کادوبیارن.وبیان تولدم جشن بگیریم.مامان هی چ وقت فهمیدی من ازکیک موزی تنفردارم و عاشق پیداکردن گردو وسط لایه هایی پرازخامه اشم؟فهمیدی توی رویام دوص داشتم ازاین بالای فرشته ها پشتم ببندم و ی چوب جادویی و تاج داشته باشم؟توی آسمون میرفتم وقتی بادکنکا رو تند تن پشت سرهم ناخن میکردم توش وهمه میترسیدن. تولد پارسالم گوشامو سوراخ کرده بودمو درد میکشیدمو فقط گریه . امشبم درد میکشیدم و.... حس خوبیه این گریه ها (لبخند)

یادم بمونه عکس گوشمو و گوشواره هامو بعدن بزارم باگوشی نمیشه.

شاید طلسم اش بشکند روزی ک کسی تولدم را غافل گیر کننده و بی هی چ اطلاع قبلی و همان روز نه جلوتر نه عقب تر با ساده ترین هدیه، تبریک بگوید .شاید ... !

اما واقعیت این ه  برخلاف گذشته ،کنون اصلا انتظارنمیکشم کسی خوشحالم کنه باتبریکش .حس خوبی نداره راستش.

باید بگم نادیه اولین نفری بود ک تبریک گفت .مادرم .راننده سرویسم ودوتا زنموهام هم تبریک گفتن  .

راستی روزدختر از این دو زنمو ی کلیپس مشکی واسه روسری و ی جفت جوراب قهوه ای ک طرح فرش دستباف ها رو داره و از مادر 50تومن پول نصیب مان شد.

باید ثبت بشه ک پدر هی چ و هی چ .حتی ی تبریک .

رخت بر بست و برفت،شانزدهمین سالگرد" نفس" کشیدنم .

خع لی ساده و معمولی و دوصت داشتنی .

->  93/06/07 23   | از : منه ایکس شخصیتی|   

من دوص ندارم شوهرم برام ماشین200تومنی بخره.دوص دارم هروزصب با دوچرخه بریم سرکار.ی خونه باغ داشته باشیم .ی خونه درختی جمعو جور رو  ی درخت.اگه دوتایی بسازیمش و ب سلیقه ی جفتمون ک نور علی نور.دوص دارم بریم کنار دریا.چند ساعت دریا رونگاه کنیم باغروبش.یا اونو توی شن های کنار ساخل دفن کنم :دی .یا سرشو بکنم زیر آب تا بمیره بیوه شم .راستش خع لی دوص دارم زن بیوه باشم :دی .مث تو فیلما .دوص دارم هروزازسرکارکه میاد بشینه روی تخت کنار ایوون منتظربمونه بیام چایی بیارم.دوص دارم سبزیارو بادستای خودش بکاره وبچینه واسه سر سفره.ازش ی سنجاب خونگی هدیه بگیرم.یا ی عالمه کتاب ک حتمن هم باید ارزون و ازتو حراجی گرفته باشه.هر روز واسم خوراکی بگیره .دوص دارم وقتی دعوامون شد موهاشو اونقد بکشم ک ب غلط کردم بیوفته.یا ب موهای دستش چسب شیشه ای بزنم وبکنم.حق نداره سرم داد بزنه. باید کمک دستم تو اشپزخونه هم باشه.اون از دسپختم تعریف کنه من از ظرف شستنش :). غذا سوخت باید تا تهش بخوره جیکشم درد نیاد .هروز گل بزارم توی گلدون روی میز غذا خوری. اون بو کنه به به بگه .باید روزمین بشینه تخمه بشکنه فوتبال ببینه .جوراباشو دربیاره بزاره روی میز . موهاشم باید مشکی باشه .تاوقتی براش حنا میزارم رنگ نگیره زیاد .گاهی بیخیال گاهی گیر بده .هی غر غر نکنه .گاهی وقتا کوتا بیاد  .شیکمو باشه حرف هم اول حرف خانوم بعد حرف اصلی رو آقا با تبعیت از خانوم :)))))))))

شوهر من باید اینجوری باشه .البته ک شاعر میگه :زهی خیال باطل.

->  93/06/07 4   | از : منه ایکس شخصیتی|