اگه بهش برسي جون ميگيره خشك نميشه.امااگه نرسي خشك ميشه.

اونقد كه با دستات ميشه پودرش كرد.

واي ب اينكه تيشه ب ريشه اش هم بزني.

+يه رابطه. يه احساس.

+ادامه.


برای دیدن بقیه مطلب روی من کلیک کنید :)

|از:اتمسفر گُنگ|

پدر جان .كاش ميشد فقط لحظه اي دستانت را غرق در بوسه كنم.

دستان پينه بسته اي را كه رويش را چروك هاي پيري پوشانيده.

اما حيف كه عرق شرم مانع ميشود .

آري پدر. حقيقتش من خجالت ميكشم . نميدانم .

نميدانم چرا !

+ (نارحت)

+ادامه .


برای دیدن بقیه مطلب روی من کلیک کنید :)

|از:اتمسفر گُنگ|

گام هایش خسته است ... اما..

اما خسته تر از دل پر از خونش نيست و نخاهد بود .

با پای برهنه روی آسفالت گرم و سوزان هر کسی باشد آتیش میگيرد.

اما او انگار آتیش دلش مانع فهمیدن آتیش آسفالت سوزان است...

قطره هاي  اشک گونه ي سوخته اش را ميخراشد...

لبخندی از سر شوق ..نگاهش را دو خته به کمی آن طرف تر ...

بوی گل محمدی می آید .

آه خدای من معشوقه ای که از آن با چنان آب و تابی حرف میزد اینجاست ؟!

+اللهم عجل لولیک الفرج .

|از:اتمسفر گُنگ|

كمي جرعت و تفكر كه ب احساست اضافه كني

خيلي راحت ميتواني بگويي كه "به اوعلاقه داري."

اما لعنت بر ترس هاي بچه گانه.

كه يكباره تمام تلاشت را نابود ميكنند.بهمين راحتي .

|از:اتمسفر گُنگ|

تطابق دادن لحظه ب لحظه ي گذشته

با اتفاقات حال ،وسوختن حاصل ازاين يادآوري.

فقط از يك آدم دلداده  سر ميزند و بس 

|از:اتمسفر گُنگ|